مير تقي الدين كاشاني

6

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

رعد مراكب ، برق مواكب ، ابر شكوه ، باران گروه ، شامل بذل ، فايض عدل ، سحاب بنان ، شهاب سنان ، فلك مدار ، قطب وقار ، نتيجهء اكابر السلاطين و سلالهء اعاظم الخوانين ، شماء للسلطنة و الايالة و الامارة و الحكومة و العزّ و الاجلال و الاحسان ، الواثق بعواطف اللّه الملك المنّان ، ابو المؤيّد و المنصور ، لا زالت شموس سلطنته و شوكته طالعة من افق العدالة ، و نيّر عظمته و رأفته لامعة من فلك الحشمة و الجلالة . اميد كه ايزد تعالى ذات عديم المثال او را كه نور مشخص و سايهء لطف آفريدگار است ، از طوارق حدثان در كنف امن‌وامان صيانت كناد و بهار عمر و جوانيش را از آسيب خزان ، نقصانى مرساد . بحقّ محمد و آله الامجاد . شعر تا بود سوزنده نار و تا بود سازنده باد * تا بود پوينده آب و تا بود پاينده طين باد اقبالش مدام و باد ايّامش به كام * باد گردونش غلام و باد يزدانش معين و مقصود درين توسّل به انتساب اين القاب همايون طلعت و غرض از انتماء بدين اسماى متبرّك فطرت ، آن است تا به طفيل صيت صبا جولان ، جولان او در ميدان دوران متداول گردد و در بلاد و سواد جهان مقبول و در سمع صغير و كبير جاىگير آيد و نسيم قبول خاصّ و عام بر آن وزد و نيز اين كمينه با دلى و هزار اميدوارى روى ملازمت بر آستان عبوديت نهاده و چشم استعطاف در مراحم و مكارم خسروانه گشوده ، هرچند روزگار در خس‌پرورى و جفاگسترى عادت خويش فرونمىگذارد و به عسى و لعلّ روزى به شب رسانيده مىگويد : شعر مرا شكايت دور سپهر بسيار است * اگرچه مىنزنم دم ز اندك و بسيار ميان عالم و جاهل تفاوت اينقدر است * كه اين كشيده عنان است و آن گسسته مهار امّا صدق نيّت و خلوص عقيدت و ثبات قدم در مراسم خدمتكارى و مواظبت بر وظايف ثناگسترى و حق‌گزارى ، هر زمان نويد اميد به گوش دل مىرساند كه در سايهء اين حضرت ، كه اطباق و ابراج آسمان ، سايه‌پرور جاه اوست و ارجا و اقطار زمين از طوارق حدثان و حوادث زمان در پناه او ، آفتاب دولت هر آينه از مطلع اقبال روى نمايد و عروس مراد بر منصّهء امانى چهره گشايد .